ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )
498
سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )
بهبود داشت ؛ در حالت اخير كه علامتى از وجود فساد مهم يا ورم طحال و كبد است ديگر بايد منتظر پايان سريع كار بود . استسقائى را كه متعاقب تبلرز حادث مىشود ، مىتوان در كودكان با تجويز گنهگنه و آهن درمان كرد . در اشخاص بزرگسال نيز اين داروها به خوبى جذب مىشود ؛ اما با وجود اين در مواردى كه بيمارى سخت پيشرفته است ناگهان و بهطور غير منتظر اسهال خونى شديدى بروز مىكند . براى قطع كردن تب خيلى اهميت دارد كه طبيب بتواند با اطمينان بگويد حملهء بعدى مرض كى صورت مىگيرد . در مورد تب ساده و حتى نوع مقدم و مؤخر شوندهء آن مىتوان اين لحظه را به سهولت معين كرد ، اما در مورد تب متصل كاذب و تبهائى كه پاورچين مىآيند ، كار در حد اكثر صعوبت است . يكى از قابل اطمينانترين نشانههائى كه پيشاپيش از اين بيمارى خبر مىدهد خميازهها يا عطسههاى مكرر و كشيدگى عضلات است . هنگامى كه موقع بروز حملهء بعدى بيمارى به دقت بدست مىآمد حدود نيم ساعت قبل از آن مقدارى دواى قىآور به بيمار مىدادم ، بطورى كه حالت تهوع او درست مقارن با حملهء بيمارى باشد . در موارد سخت ، درست قبل از بروز حملهء مرض 3 تا 4 گران گنهگنه تجويز مىكردم و به عنوان ادامهء معالجه باز همين مقدار را به بيمار مىخوراندم و در چهارده تا بيست و يك روز بعدى باز روزانه در حدود 2 تا 3 گران گنهگنه برايش تجويز مىكردم . هر وقت كه تجويز داروى قىآور را به صلاح نمىدانستم چند ساعت قبل از شروع حملهء بيمارى مقدار زيادى نمك فرنگى ( سولفات منيزى ) به مريض مىدادم . مسهلهاى ديگر سواى كاركنهاى شور ( ملحى ) تأثير كمترى دارد و حتى گاه زيانآور است . در تب متصل كاذب و همچنين در تب موذى چون ممكن است تأخير در كار منجر به خطر شود بايد بلافاصله به گنهگنه متوسل شد و حتى المقدور چندان از آن به بيمار خوراند كه علائم تخدير از گنهگنه ظاهر شود . از اين طريق معمولا به مرحلهاى مىرسيم كه ديگر حملهء بعدى مرض حالت تب ساده را به خود مىگيرد . تازه آن وقت است كه متعاقبا براى تكميل كار درمان بايد به روش تخليه به كمك نمك فرنگى ( سولفات منيزى ) متوسل شد . البته معلوم است كه براى خانمهاى حامله نه داروى قىآور و نه داروى مسهل بايد تجويز كرد ؛ به همين دليل تأثير گنهگنه در مورد آنها چندان نيست و تب اغلب به زيان مادر و فرزند به درازا مىكشد . براى مقابله با دردهاى عصبى بخصوص طرز درمان مخلوط يعنى تجويز انتيمون قىآور و گنهگنه توصيه مىشود . هرگاه تب با چنان صورت مبدلى ظاهر شود كه طبيب هيچ نتواند ساعت وقوع حملهء بعدى را تعيين كند ديگر هيچ كارى نمىتوان كرد جز اينكه يا مقاديرى گنهگنه تجويز كنيم و از اين رهگذر بيمارى را وادار به بروز چهرهء واقعى خود سازيم يا پيش از موقعى كه به حدس و گمان تصور مىكنيم بيمارى حملهء خود را آغاز خواهد كرد داروى قىآور به مريض بدهيم كه تأثير آن بههرحال مشكوك است زيرا تحول و دگرگونى در مزاج ايجاد نمىكند ، بلكه